شکسته دوباره برای مدیری
قسمت یازدهم سریال شیش ماهه در حالی پخش شد که هنوز نتوانسته یک لبخند ساده روی صورت مخاطب بیاورد. مهران مدیری پس از ۱۰ سال و علیرغم ادعایی که سال گذشته کرده بود که دیگر حاضر نیست به تلو یزیون برگردد به صداوسیما برگشت اما متاسفانه او در آخرین اثر خود یعنی شیش ماهه عملا در حال در جا زدن و حتی عقب گرد است.
سریال شیش ماهه در مورد یک پسر جوان است که با مشکلات زندگی و اعضای خانواده ای که غیر طبیعی رفتار میکنند، دست و پنجه نرم میکند. شاهین که محمد شعبان پور آن را بازی میکند از یک طرف گرفتار طلاق و مهریه و زنی است که تصور میکند یک بچه خیالی دارد و از یک طرف درگیر خانواده ای است که رفتارهای اغراق شده و اگز جره دارند. یک آدم معمولی که میان افراد غیر معمولی گیر کرده است، درست مثل همه سریالهای مهران مدیری تا پیش از این سیامک انصاری نقش کاراکتری را بازی میکرد که رفتارهای نرمال داشت و حالا همان نقش به محمد شعبان پور داده شده است.
شاهین بیمار میشود و واکنش اعضای خانواده به بیماری او عملا به یکی دیگر از چالشهای زندگی شاهین تبدیل میشود. این تمام قصه شیش ماهه» است، قصه ای که تا به اینجای کار هیچ قوامی نداشته است و عملا به دم دستی ترین حالت ممکن روایت شده است. نه خبری از شوخی های کلامی است و نه خبری از موقعیت های عجیب کمدی.
البته باید اشاره کرد که اوج رزومه کاری مهران مدیری با گروهی از نویسندگان کاربلد مانند پیمان و مهراب قاسم خانی خشایار الوند و امیر مهدی ژوله بود و در چند اثر متاخر با نویسندگان متفاوتی همکاری کرده است. گروه نویسندگان شیش ماهه را محمد امین فرشاد مهر احمدرضا کاظمی و امین انتظاری تشکیل میدهند اما امضای مدیری در اثر کاملا مشهود است؛ شخصیتی جدی و دغدغه مند در میان افرادی بی خیال و غیر معمول
اگر گفته شود بخش بزرگی از موفقیت سریالهای پیشین مهران مدیری بر دوش نویسندگان سریال بوده است سخن به گزافی گفته نشده است زیرا مدیری در قهوه پدری هم نتوانست آنگونه که انتظار می رود در میان مخاطبان اقبال داشته باشد.
مهران مدیری موقعیتهایی که در سریالهای موفق خلق شده بود را در «شیش ماهه جمع کرده است. برای مثال در «مرد هزار چهره» مخاطب با شخصیتی روبه رو بود که در موقعیتهای مهم قرار می گرفت اما چون هیچ شناختی از موقعیت نداشت به یک کاریکاتور تبدیل میشد یا در قهوه پدری» جهانشاهی وجود داشت که از مملکت داری هیچ نمیدانست و در «هیولا» یک معلم ساده مدرسه به مرور تبدیل به یک عنصر مافیایی شد.
چنین شخصیتی در شیش ماهه در وجود دکتر ره توشه با بازی حسن معجونی گنجانده شده روانشناسی که هیچ درکی از علم روانشناسی ندارد و روی تابلوی مطبش نوشته شده روانشناس تجربی». او هیچ کمکی به مراجعانش نمیکند و رازهای زندگی مراجعانش را برای دیگری تعریف میکند؛ موقعیتی تکراری که تنها نقطه مثبتش بازی حسن معجونی است. این در حالی است که کل قصه روی همان فونداسیون همیشگی مدیری یعنی گیر افتادن یک شخصیت عاقل میان افراد غیر معمولی بنا شده است.
بخش دیگر موقعیتهای تکراری شوخی با هنرمندان است که اوج آن خواندن لیست خرید در سریال مرد هزار چهره به مثابه یک شعر و تشویق حضار بود. در شیش ماهه» هم شاهین با برپایی نمایشگاه عکس از جوراب های پدرش با واکنشهای اغراقی و تفسیرهای هنری عجیب مواجه میشود موقعیتی که عملا در بیشتر آثار مهران مدیری تکرار شده است.
نمی توان با پخش صرفا چند قسمت از یک سریال موفقیت یا عدم موفقیت آن را قضاوت کرد اما میتوان به میزان جذابیت آن پی برد و شیش ماهه» جذاب نیست. متاسفانه عدم وجود تیم نویسندگی حرفه ای باعث شده روایت با دم دستی ترین موقعیت ها پیش برود امری که ضربه اساسی را به سریال وارد کرده است.
فرزین محمدی